دلتنگیای من

داستان اموزنده

دوشنبه 6 دی 1389

نوع مطلب :داستان، کوتاه اما خواندنی، 



در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند : فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند !!!

        عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند...

        ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت : ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!

        عابد گفت : نه، بریدن درخت اولویت دارد...

        مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند، عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست.

        ابلیس در این میان گفت : دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است ...

        عابد با خود گفت : راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم ، و برگشت...

        بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت ، روز دوم دو دینار دید و برگرفت ، روز سوم هیچ پولی نبود!

        خشمگین شد و تبر برگرفت و به سوی درخت شتافت ...

        باز در همان نقطه ، ابلیس پیش آمد و گفت: کجا؟!

        عابد گفت: می روم تا آن درخت را برکنم !

        ابلیس گفت : زهی خیال باطل ، به خدا هرگز نتوانی کند !!!

        باز ابلیس و عابد درگیر شدند و این بار ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!

        عابد گفت : دست بدار تا برگردم ! اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟!!

        ابلیس گفت : آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی ... 


عین گل محمدی

یکشنبه 29 آذر 1388

نوع مطلب :داستان، 

مرد غریبه چند روزی می‏شد که در خانه علی، علیه‏السلام، مهمان بود. صاحبخانه با مهربانی و گشاده‏رویی او را بر سر سفره خویش پذیرفته بود
مهمان رازی در دل داشت اما نمی‏دانست چگونه آن را بر زبان جاری کند.
از مدتها پیش، بین او و شریکش اختلافی افتاده بود. هر دو قصد داشتند برای طرح دعوا و رفع اختلاف نزد علی، علیه‏السلام، بیایند و حالا شاید فرصت مناسبی برای این کار فراهم آمده بود. مرد غریبه با خود می‏اندیشید با وجود صمیمیت و دوستی ایجاد شده بین او و علی، علیه‏السلام، حتما امام علی، علیه‏السلام، حق را به او خواهد داد. 

متن کامل داستان در ادامه مطلب


ادامه مطلب

دختر چوپان

یکشنبه 29 آذر 1388

نوع مطلب :داستان، 

آ ن طرف د هكده ای دریایی عمیق و وسیع بود كه می گفتند درآن جا یك كشتی دزدان دریایی وجود دارد كه درآن كشتی دریایی دزدان دریایی زندگی می كنند ودریا را تصرف كرده اند ومردم فقیر دهکده را که کارشان ماهیگیری بود از رفتن به دریا وکسب وکار محروم ساخته بودند . می گفتند دزدان دریایی یك شمشیر جواهر نشان دارند كه قدرت آن ها درهمین شمشیر است ومی گفتند آن شمشیر دراتا قی به نام اتاق اسرار است و كلید آ ن اتاق دردست فرمانده دزدان دریایی است . درآن دهكده دختری یازده ساله به نام لیدا بودكه دلش می خواست به جنگ با دزدان دریایی بپردازد ولی پدر و مادرش به او اجازه ی انجام چنین كا ری را نمی دادند. یك شب وقتی كه لیدا مط مئن شد همه خوا بید ند تصمیم گرفت به جنگ دزدان

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب

گربه تنها

یکشنبه 29 آذر 1388

نوع مطلب :داستان، 

.

او تنها بود . همیشه با حسرت به گنجشكها كه روی درخت با هم بازی می كردند نگاه می كرد .

یكبار سعی كرد به پرندگان نزدیك شود و با آنها بازی كند ولی پرنده ها پرواز كردند و رفتند .

پیش خودش گفت : كاش من هم بال داشتم و می توانستم پرواز كنم و در آسمان با آنها بازی كنم .
دیگر از آن روز به بعد ، تنها آرزوی گربه پشمالو پرواز كردن بود.

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب

ماهی قرمز مغرور

یکشنبه 29 آذر 1388

نوع مطلب :داستان، 

 

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.

توی یک برکه بسیار زیبا دسته ای از ماهیها و قورباغه ها کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند، توی کارها به هم کمک می کردند، حتی اگر یک دشمن مثل مرغ ماهیخوار یا موجودات دیگری به برکه آنها نزدیک می شدند قورباغه های نگهبان خیلی سریع به همه خبر می دادند تا فرار کنند، همه باهم خوب و مهربون بودند به جز یکی از ماهیها.

توی این برکه زیبا یک ماهی قرمز کوچولو که دمش سه تا باله بزرگ و زیبا داشت زندگی می کرد، ماهی قرمز ما چون فکر می کرد با بقیه فرق داره و از همه زیباتره، مدام توی برکه این طرف و آن طرف می رفت و به همه می گفت: ببینید باله های من توی آب چه قدر قشنگ میشه وقتی شنا می کنم،می بینید من چه قدر از همه شما زیباترم، هیچکدام از شماها به زیبایی من نیستید

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب


فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    نظر شما درباره وبلاگ به طور کلی چیست؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها